«قدرت یعنی حق انتخاب» محور تازه مسیر دانش‌بنیان ایران

«قدرت یعنی حق انتخاب» محور تازه مسیر دانش‌بنیان ایران

معاون علمی رییس جمهور گفت: هر فناوری که یک گزینه تازه پیش پای ایران می‌گذارد، بخشی از قدرت کشور را می‌سازد و اتصال علم، فناوری، صنعت و بازار، مسیر تبدیل این ظرفیت‌ها به قدرت ملی است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری، متن سخنرانی حسین افشین، معاون علمی رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان، در پانزدهمین همایش ملی نخبگان با شعار آیین میثاق نخبگان؛ با ایران فردا که یازدهم مهرماه در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

اساتید محترم، دانشمندان، نخبگان، فناوران، کارآفرینان و فرزندان عزیز ایران؛ سلام عرض می‌کنم.

می‌خواهم امروز سخنم را با یک تصویر آغاز کنم. نه با یک نمودار، نه با یک عدد و نه با گزارشی از تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان و طرح‌هایی که اجرا شده است. با تصویر یک چسب ساده؛ همان چسب همه‌کاره رازی که احتمالاً خیلی از ما از کودکی آن را می‌شناسیم. اما این یکی با بقیه فرق دارد. روی بسته‌بندی آن، بالای نام رازی، یک نام دیگر آمده است: ماکان.

ماکان نصیری.

چند وقت پیش، در ادامه تفحص مدرسه شجره طیبه، یکی از وسایلی که از ماکان پیدا شد، یک چسب بود؛ چسبی که نام خودش را روی آن نوشته بود. حالا شرکت رازی بسته‌بندی محصولش را به یاد ماکان تغییر داده و نام او را روی همان محصول آورده است. شاید در نگاه اول، این فقط یک رفتار محترمانه و انسانی از طرف یک بنگاه ایرانی باشد؛ اما من هرچه بیشتر به این تصویر نگاه کردم، احساس کردم در دل این اتفاق کوچک، معنایی بسیار بزرگ‌تر وجود دارد.

عجیب است؛ از میان همه چیزهایی که می‌توانست از ماکان باقی بماند، چیزی پیدا شده که کارش «وصل کردن» است.

شاید ما امروز بیش از هر زمان دیگری به همین مفهوم نیاز داریم؛ به پیوند. جامعه ما به چسب اجتماعی نیاز دارد که نام دیگرش اعتماد است. به چسب نسلی نیاز دارد که تجربه یک نسل را به امید و جسارت نسل بعد متصل کند. به چسب علمی نیاز دارد که دانشگاه را به صنعت، پژوهش را به مسئله، نخبه را به مأموریت، فناوری را به سرمایه و محصول را به بازار وصل کند. به چسب نهادی نیاز دارد که دستگاه‌های کشور را از جزیره‌های جدا از هم، به اجزای یک منظومه تبدیل کند. و به چسبی نیاز داریم که ظرفیت‌های پراکنده این سرزمین را از تهران تا دورترین نقطه ایران، به یک شبکه واحد از توان ملی متصل کند.

چسب، قطعات را شبیه یکدیگر نمی‌کند. اتفاقاً ارزشش در همین است. قرار نیست دانشگاه شبیه صنعت شود، دولت شبیه بخش خصوصی شود، استان‌های ایران شبیه یکدیگر شوند یا همه ما یک جور فکر کنیم. پیوند، تفاوت را از بین نمی‌برد؛ اجازه نمی‌دهد تفاوت به گسست تبدیل شود. جامعه قوی، جامعه‌ای نیست که همه اجزایش شبیه یکدیگر باشند؛ جامعه‌ای است که اجزای متفاوتش بتوانند کنار یکدیگر، چیزی بزرگ‌تر از مجموع خودشان بسازند. گاهی یک کشور از کمبود داشته‌هایش ضعیف نمی‌شود؛ از پراکندگی داشته‌هایش ضعیف می‌شود.

ما در ایران نقطه روشن کم نداریم. دانشگاه خوب داریم، دانشمند برجسته داریم، جوان خلاق داریم، شرکت دانش‌بنیان داریم، صنعتگر داریم، سرمایه‌گذار داریم و در سراسر این سرزمین مزیت‌های بزرگی داریم. مسئله اساسی این است که این نقاط روشن تا چه اندازه به هم متصل‌اند و تا چه اندازه می‌توانند در یک جهت قرار بگیرند.

فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین میراث‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، همین بود که میان علم و قدرت ملی یک پیوند پایدار برقرار کردند. در منظومه فکری ایشان، علم فقط برای افزایش اعتبار دانشگاه نبود؛ علم باید به استقلال کشور، پیشرفت اقتصادی، توان حل مسئله و اقتدار ملی منتهی می‌شد. تأکید بر نخبگان، شرکت‌های دانش‌بنیان و فناوری‌های راهبردی، اجزای همین نگاه بود: ایران باید آن‌قدر بداند و آن‌قدر بتواند که برای ساخت آینده‌اش، دستش خالی نباشد.

به گمان من، بهترین بزرگداشت رهبر شهید آن نیست که فقط سخنان ایشان را تکرار کنیم. میراث را نمی‌شود قاب گرفت و به دیوار زد. میراث، اگر زنده باشد، باید یک مرحله جلوتر برود. یک نسل باید باور می‌کرد که ایران می‌تواند. یک نسل باید دانشگاه، پژوهشگاه، شرکت و زیست‌بوم دانش‌بنیان را می‌ساخت. مسئولیت نسل ما این است که همه آنچه ساخته شده را به قدرت تبدیل کند.

در این مسیر، ایران هزینه کمی هم نداده است.

امروز یاد همه شهدای علم و فناوری، دانشمندان و نخبگانی را که جانشان را برای ایران از دست دادند گرامی می‌دارم و در کنار آنان، به‌طور ویژه یاد شهید دکتر علی لاریجانی را؛ مردی که بخش بزرگی از زندگی خود را در متن مسائل راهبردی کشور گذراند و تا آخرین روزهای زندگی در همان میدان باقی ماند. یاد شهدا برای ما فقط یاد یک فقدان نیست؛ یک سؤال است. هر شهید از بازماندگان می‌پرسد: آنچه ما برای حفظش هزینه دادیم، در دست شما چه شد؟

پاسخ ما به این سؤال نمی‌تواند فقط یک گزارش آماری باشد. تعداد شرکت‌ها مهم است، تعداد مقاله‌ها مهم است، تعداد آزمایشگاه‌ها و میزان سرمایه‌گذاری مهم است، اما اینها مقصد نیستند. سؤال اساسی‌تر این است: از مجموع اینها چه میزان قدرت برای ایران ساخته‌ایم؟

به همین دلیل است که از گذار از دانش‌بنیانی به قدرت‌بنیانی سخن می‌گوییم. قدرت‌بنیانی نفی دانش‌بنیانی نیست؛ بلوغ آن است. ما تا امروز بخش‌های مختلف یک زیست‌بوم را ساخته‌ایم. گام بعدی، پیوند دادن آنهاست.

دانش باید به فناوری برسد، فناوری به صنعت، صنعت به محصول، محصول به بازار و بازار داخلی به بازار منطقه و جهان. اگر این حلقه‌ها از هم جدا باشند، ممکن است مجموعه بزرگی از ظرفیت داشته باشیم، اما هنوز قابلیت ملی نساخته‌ایم.

من از قدرت به معنای یک واژه تشریفاتی سخن نمی‌گویم. برای من، قدرت یک تعریف بسیار روشن دارد: قدرت یعنی حق انتخاب.

وقتی یک فناوری را به ما نمی‌فروشند و ما می‌توانیم آن را بسازیم، حق انتخاب داریم. وقتی یک زنجیره تأمین مختل می‌شود و صنعت ما مسیر دیگری دارد، حق انتخاب داریم. وقتی درباره هوش مصنوعی، سلامت، انرژی، امنیت غذایی، زیست‌فناوری، کوانتوم یا میکروالکترونیک تصمیم می‌گیریم و مجبور نیستیم صرفاً منتظر تصمیم دیگران بمانیم، حق انتخاب داریم. کشوری که فقط یک گزینه دارد، هرچقدر هم بزرگ باشد، در لحظه تصمیم آسیب‌پذیر است. هر فناوری که یک گزینه تازه پیش پای ایران می‌گذارد، بخشی از قدرت ایران را ساخته است. اما حق انتخاب، پایان مسیر نیست.

یک کشور می‌تواند به مرحله‌ای برسد که برای نیازهای خودش گزینه داشته باشد؛ این مهم است، اما هنوز بالاترین نقطه نیست. مرحله بالاتر آنجاست که دیگران نیز ایران را به‌عنوان یکی از گزینه‌های خود ببینند. من از این نقطه با عنوان مرجعیت فناوری یاد می‌کنم.

مرجعیت فناوری یعنی در برخی حوزه‌های راهبردی، وقتی در جهان از یک مسئله، یک فناوری یا یک راه‌حل سخن گفته می‌شود، ایران فقط دنبال‌کننده آن گفت‌وگو نباشد؛ یکی از مراجع آن گفت‌وگو باشد. یعنی دانشگاه ایرانی فقط مسئله‌ای را که در جای دیگری تعریف شده دنبال نکند، بلکه مسئله‌ای تعریف کند که دیگران درباره آن تحقیق کنند. شرکت ایرانی فقط برای بازار داخل محصول نسازد، بلکه فناوری‌ای عرضه کند که در بازار منطقه و جهان به آن رجوع شود. استان ایرانی فقط مزیت طبیعی خود را استخراج نکند، بلکه آن‌قدر دانش و فناوری پیرامون آن مزیت ایجاد کند که دیگران برای استفاده از آن، به تجربه ایران مراجعه کنند.

مرجعیت فناوری به این معنا نیست که باید در همه حوزه‌ها اول باشیم. هیچ کشوری چنین کاری نمی‌کند و اساساً چنین هدفی عاقلانه نیست. منابع هر کشوری محدود است و قدرت از انتخاب به وجود می‌آید، نه از پراکندگی. در بعضی حوزه‌ها باید مصرف‌کننده هوشمند باشیم، در برخی حوزه‌ها باید استقلال فناوری داشته باشیم، در برخی حوزه‌ها باید رقابت‌پذیر شویم و در تعداد محدودی از حوزه‌های راهبردی باید آن‌قدر عمیق و پیوسته سرمایه‌گذاری کنیم که نام ایران با آن فناوری گره بخورد.

اگر همه حوزه‌ها را با یک هدف دنبال کنیم، منابع را پخش کرده‌ایم و در هیچ نقطه‌ای عمق نساخته‌ایم. اما اگر انتخاب کنیم، تمرکز کنیم و سال‌ها روی انتخاب خود بایستیم، سیاست علم و فناوری دیگر مجموعه‌ای از حمایت‌های پراکنده نخواهد بود؛ تبدیل به یک انتخاب راهبردی برای ساخت قدرت ملی می‌شود.

برای من، قدرت‌بنیانی دقیقاً همین مسیر است: از داشتن علم به داشتن فناوری، از داشتن فناوری به داشتن انتخاب و از داشتن انتخاب به ساختن گزینه‌ای که دیگران نیز آن را انتخاب کنند.

مرجعیت فناوری یعنی ایران فقط برای خودش گزینه نسازد؛ برای جهان هم گزینه باشد.

اما برای رسیدن به چنین نقطه‌ای، دوباره به همان مفهوم اول برمی‌گردیم: پیوند. مرجعیت از جزیره‌های پراکنده ساخته نمی‌شود. ممکن است بهترین دانشگاه را داشته باشید، اما اگر به صنعت متصل نباشد، حلقه‌ای مفقود است. ممکن است بهترین شرکت را داشته باشید، اما اگر سرمایه رشد پیدا نکند، حلقه‌ای مفقود است. ممکن است بهترین محصول را بسازید، اما اگر مسیر ورود به بازار جهانی را نداشته باشید، باز هم حلقه‌ای مفقود است.

من قبلاً از تفاوت نور معمولی و لیزر گفته‌ام. ما در ایران با کمبود نور مواجه نیستیم؛ با مسئله هم‌جهت کردن نورها مواجهیم.هزاران پرتو پراکنده می‌توانند یک محیط را روشن کنند، اما وقتی همان پرتوها هم‌جهت شوند، می‌توانند بر ماده اثر بگذارند. قدرت‌بنیانی یعنی همین؛ تبدیل روشنایی علمی ایران به نیرویی که بتواند واقعیت را تغییر دهد.

گام سوم حرکت معاونت علمی نیز برای من بر همین منطق استوار است. دیگر نمی‌شود یک شرکت را بدون زنجیره‌ای که در آن قرار دارد دید، یک دانشگاه را جدا از صنعت دید یا یک فناوری را بدون بازار آن بررسی کرد. باید مسیر کامل را ببینیم؛ از فرد و ایده تا شرکت، از شرکت تا سرمایه، از سرمایه تا صنعت، از صنعت تا بازار و از بازار ایران تا بازار جهان.

با همین نگاه، در سفرهای استانی هم تلاش کردیم سؤال را تغییر دهیم. قرار نبود به هر استان برویم و فقط بپرسیم چه چیزی می‌خواهید. سؤال مهم‌تر این بود: شما چه چیزی می‌توانید به قدرت ایران اضافه کنید؟ این تغییر سؤال ساده به نظر می‌رسد، اما جهت سیاست را تغییر می‌دهد. ایران به سی‌ویک نسخه کوچک از تهران نیاز ندارد.

هیچ ضرورتی ندارد هر استان همان کاری را انجام دهد که استان دیگر انجام می‌دهد. تفاوت استان‌ها سرمایه ایران است، اگر بتوانیم این تفاوت‌ها را به یکدیگر متصل کنیم.

استانی که ظرفیت کشاورزی دارد، نباید تا ابد فقط محصول کشاورزی بفروشد؛ باید بتواند روزی فناوری کشاورزی صادر کند. استانی که معدن دارد، نباید فقط خاک و ماده اولیه از زمین خارج کند؛ باید فناوری فرآوری، تجهیزات و دانش فنی صادر کند. استانی که در کنار دریاست، نباید دریا را فقط به چشم مرز جغرافیایی نگاه کند؛ دریا می‌تواند اقتصاد، فناوری و مسیر اتصال ایران به جهان باشد. در سلامت، انرژی، صنایع خلاق، هوش مصنوعی و دیگر حوزه‌ها نیز همین منطق برقرار است.

به همین دلیل، یکی از جهت‌گیری‌های ما در سفرهای استانی این بوده است که استان‌ها به سمت شکل دادن هاب‌های تخصصی و صادراتی حرکت کنند. هر استان باید بتواند یک روز پاسخ روشنی برای این پرسش داشته باشد که سهم من در قدرت علمی، فناورانه و اقتصادی ایران چیست؟

اگر این اتفاق بیفتد، نقشه ایران دیگر فقط نقشه تقسیمات کشوری نیست؛ تبدیل می‌شود به نقشه توزیع قدرت ملی. یک استان بخشی از قدرت غذایی ایران را می‌سازد، دیگری قدرت دریایی را، دیگری مواد پیشرفته را، دیگری سلامت را و دیگری یکی از فناوری‌های آینده را. اینها دیگر جزیره نیستند؛ یک شبکه‌اند.

و در همین جا می‌خواهم درباره واقعیتی حرف بزنم که شاید در گزارش‌های مدیریتی کمتر درباره آن صحبت می‌کنیم.

من می‌دانم بخشی از آنچه امروز درباره‌اش حرف می‌زنیم و بخشی از کاری که امروز انجام می‌دهیم، محصولی نیست که خودمان آن را درو کنیم. می‌دانم ساختن زیرساخت هوش مصنوعی، تربیت یک نسل دانشمند، ایجاد یک زنجیره فناوری، ساختن یک بازار یا تبدیل یک استان به هاب صادراتی، کاری نیست که الزاماً در یک یا دو سال به ثمر برسد. ممکن است بذری را امروز بکاریم و زمانی محصول بدهد که نه من در این مسئولیت باشم و نه بسیاری از کسانی که امروز برای آن تلاش می‌کنند.

اما فکر می‌کنم معنای مسئولیت دقیقاً همین‌جاست.

اگر هر مدیری فقط درختی را بکارد که خودش زیر سایه آن بنشیند، هیچ‌کس جنگل نمی‌سازد. اگر فقط پروژه‌ای را آغاز کنیم که مطمئن باشیم خودمان روبان افتتاحش را می‌بُریم، برای دوره خودمان کار کرده‌ایم، نه برای ایران.

بعضی کارها را باید با آگاهی از اینکه محصولش متعلق به دیگری است آغاز کرد. یک استاد سال‌ها شاگرد تربیت می‌کند و شاید بزرگ‌ترین دستاورد علمی آن شاگرد زمانی اتفاق بیفتد که استاد دیگر در دانشگاه نباشد. یک نسل زیرساخت می‌سازد و نسل دیگری روی آن فناوری می‌سازد. یک دولت راهی را باز می‌کند که نتیجه‌اش را دولت‌های بعد می‌بینند. یک پدر درختی می‌کارد که می‌داند شاید خودش هرگز در سایه آن ننشیند.

این نه ناکامی است و نه فداکاری نمایشی؛ این تعریف ساختن یک کشور است.

تفاوت میان اداره کردن و ساختن شاید همین باشد. اداره کردن، امروز را تحویل می‌گیرد و به فردا می‌رساند؛ ساختن، کاری می‌کند که فردا چیزی داشته باشد که امروز نداشته است.

رهبر شهید بخشی از بذرهایی را کاشتند که محصول آن را نسل‌های پس از ایشان دیدند. شهدای علم و فناوری برای مسیری هزینه دادند که می‌دانستند پایانش متعلق به یک نفر و یک نسل نیست. ما هم اگر خودمان را حلقه‌ای از یک زنجیره تاریخی بدانیم، باید آمادگی داشته باشیم چیزی بسازیم که نام ما شاید روی محصول نهایی آن نوشته نشود.

و شاید این همان چسب نسلی باشد که در ابتدای سخنم از آن گفتم؛ نسلی می‌کارد، نسل دیگری نگهداری می‌کند و نسلی دیگر محصول را درو می‌کند. کشور وقتی ساخته می‌شود که هیچ نسلی خیال نکند تاریخ از روز آمدن او آغاز شده و با روز رفتنش پایان پیدا می‌کند.

اجازه بدهید سخنم را با همان تصویر آغازین تمام کنم.

روی پرده، یک بسته چسب می‌بینیم و یک نام: ماکان.

یک کودک، روزی نام خودش را روی چسبی نوشت تا احتمالاً میان وسایل مدرسه‌اش گم نشود. سال‌ها بعد، همان نام روی بسته‌بندی تازه همان محصول برگشته است. شاید ماکان نمی‌توانست تصور کند وسیله‌ای به این کوچکی، روزی آدم‌های زیادی را به یاد او بیندازد. و شاید هیچ‌کدام از ما هم دقیقاً نمی‌دانیم آنچه امروز می‌سازیم، سال‌ها بعد در کجا و چگونه اثر خواهد گذاشت.

اما یک چیز را می‌توانیم انتخاب کنیم: اینکه چیزی از ما باقی بماند که وصل کند، نه جدا.اعتماد را به جامعه وصل کند. نخبه را به مسئله وصل کند. دانشگاه را به صنعت وصل کند. فناوری را به بازار وصل کند. استان را به جهان وصل کند. نسل امروز را به آینده وصل کند.

ایران قدرتمند برای من فقط ایرانی نیست که قطعات قدرتمند زیادی داشته باشد؛ ایرانی است که بتواند این قطعات را به یکدیگر متصل کند و از آنها یک کل قدرتمند بسازد.

ایرانی که علم دارد و آن را به فناوری تبدیل می‌کند؛ فناوری دارد و با آن حق انتخاب می‌سازد؛ حق انتخاب دارد و در برخی حوزه‌ها آن‌قدر پیش می‌رود که خودش به انتخاب دیگران تبدیل می‌شود.از علم، به فناوری. از فناوری، به انتخاب. از انتخاب، به مرجعیت. و در تمام این مسیر، یک چیز ضروری است: پیوند.

شاید روزی که ما دیگر در این مسئولیت‌ها نیستیم، کسان دیگری محصول بذری را که امروز کاشته‌ایم درو کنند. مهم نیست نام چه کسی روی محصول نهایی نوشته شده باشد. مهم این است که ایران، قوی‌تر از آنچه تحویل گرفته‌ایم، به دست نسل بعد رسیده باشد.

گاهی از یک انسان، چیزی بسیار بزرگ‌تر از آنچه خودش تصور می‌کرد باقی می‌ماند.

از ماکان، یک چسب باقی ماند؛ چیزی برای وصل کردن.

از ما چه باقی خواهد ماند؟

امیدوارم پیوندهایی که ساختیم.

کد مطلب 6966721 مهتاب چابوک

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • ولدان: سرمایه خیرین باید به زیرساخت‌های ماندگار قرآنی تبدیل شود

  • کنگره شعر فاطمی شمال در بابل برگزار می‌شود

  • دغدغه‌ها و مشکلات مؤسسات قرآنی چهارمحال و بختیاری بررسی شد

  • افتتاحیه معنوی جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان در اصفهان

  • خانه شهید اشرفی اصفهانی به پاتوق فرهنگی کرمانشاه تبدیل می‌شود

  • یک کشته و ۱۵ مصدوم در تصادف زنجیره‌ای محور قم–کاشان

  • پیش‌بینی تولید ۱۳ هزار تن نارنگی از باغ‌های سیمرغ

  • «قدرت یعنی حق انتخاب» محور تازه مسیر دانش‌بنیان ایران

  • نمایشگاه کتاب ناشران کشور پس از ۷ سال در زنجان برگزار می‌شود

  • دستگیری ۳ شکارچی متخلف در پرور؛ لاشه بز وحشی کشف شد

  • تیراندازی مقابل دادگستری مهاباد یک کشته برجا گذاشت؛ ۴ نفر مجروح شدند

  • نفرات برتر کنکور ۱۴۰۵ معرفی شدند؛ مازندرانی‌ها در صدر برترین‌های ریاضی

  • پایان فرار ضارب روحانی در رشت؛ عامل حمله با سلاح سرد زمین‌گیر شد

  • تیراندازی در مقابل دادگستری مهاباد

  • نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۵ فردا و نتایج نهایی ارشد اواخر مهر اعلام می‌شود

  • سود سهام عدالت چه زمانی به حساب مشمولان واریز می‌شود؟

  • پنجره‌های ایمن؛ راهکار پدافندی برای مقابله با انفجار و اتلاف انرژی

  • عمار حکیم: در کنار ایران هستیم؛ تمام فرودگاه های عراق باید باز شوند

  • عامل تیراندازی در شهرستان مهاباد دستگیر شد

  • قیمت طلا و سکه امروز ۱۱ مهر؛ سکه در مرز ۲۷۱ میلیون تومان

  • روزنامه‌های ورزشی شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵

  • دانلود کتاب
  • خرید اپل ایدی
  • شمش نقره
  • کلینیک ترک اعتیاد تهران
  • دوربین مداربسته
  • مبلمان اداری
  • جراح بینی تهران
  • جراح بینی در تهران
  • لوازم تحریر
  • خرید طلای آب شده
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مداحی اربعین
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • قیمت ایمپلنت
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • نمایندگی بوش در تهران
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha